السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
285
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
در اين مورد روايات فراوانى وجود دارد كه همهء آنها وجود چنين قرآنى را تأييد مىكنند چنان كه در روايتى آمده كه آن حضرت به طلحه فرمود : طلحه ! هر آيهاى كه خداوند به محمد ( ص ) فرستاده است در نزد من موجود است و تأويل هر آيهاى كه خداوند به محمد نازل نموده ، هر حلال و حرام يا حد و حكم و هر آن چه را كه مسلمانان تا روز رستاخيز به آن احتياج دارند حتى « ارش خدش » و ديه خراشيدگى پوست ، در پيش من موجود و محفوظ مىباشد كه همهء آنها با دستور و راهنمايىهاى خود رسول خدا و به خط شخصى خودم نگاشتهام . « 1 » باز در احتجاج آن حضرت با مردى كه منكر خدا بود ، چنين آمده است : امير مؤمنان ( ع ) كتابى آورد كه داراى تمام انواع و اقسام تأويل و تنزيل و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و كامل و جامع در آن كتاب گرد آمده بود به طورى كه كوچكترين حرفى و يا الف و لامى از آن ساقط نشده بود ولى آن را نپذيرفتند . « 2 » باز روايتى است كه كلينى در كافى با اسناد خود از جابر از امام باقر ( ع ) نقل نموده است كه جز اوصيا و جانشينان پيامبر كسى حق ندارد ، ادعا كند كه همهء قرآن ظاهر و باطنش در نزد اوست . « 3 » ( 1 ) - و نيز كلينى با اسناد خود از جابر نقل مىكند كه حضرت باقر ( ع ) مىفرمود كسى ادعا نكرده است كه تمام آيات و كلمات قرآن همانطوركه فرودآمده ، در پيش وى موجود است و هركس جز علىّ بن ابى طالب و پيشوايان بعد از وى چنين ادعايى كند دروغگويى بيش نمىتواند باشد . « 4 » در پاسخ بايد گفت : اين كه امير المؤمنين ( ع ) داراى قرآن مخصوصى است كه از نظر ترتيب سورهها با قرآن موجود مغاير و متفاوت مىباشد ، حقيقتى است روشن كه شك و ترديد در آن وجود ندارد و اتفاق دانشمندان بزرگ بر وجود چنين قرآنى ما را از مشقت و زحمت اثبات آن آسوده خاطر مىنمايد . و اما دارا بودن آن قرآن بر اضافات و زيادتهايى كه در قرآن فعلى موجود نيست گرچه آن هم به جاى خود صحيح است ولى صحت اين مطلب نمىتواند ، دليل آن باشد كه آن اضافات جزء
--> ( 1 ) مقدمه تفسير برهان ، 27 . از اين روايت استفاده مىشود كه تمام آيات و مطالب موجود در قرآن على ( ع ) جنبه قرآنى دارد و چيزى بر آن اضافه نگرديده است . ( 2 ) تفسير صافى ، مقدمه ششم ، 11 . ( 3 ) وافى ، باب 76 ، ج 2 ، ص 130 . ( 4 ) همان ، باب 72 ، ص 130 .